close
تبلیغات در اینترنت
ورود کاروان به کربلا
ورود کاروان به کربلا
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
(ورود به کربلا)
نویسنده حسین محسنات در یکشنبه 14 مهر 1392 | نظرات()


گرد و خاکی ز دور میبینم
آفتـابی ز دور می تـابـد

همره صد هزار قافله دل

کاروانی غریب می آید


بوی عطری عجیب پیچیده

کاروان نه که باغی از گلها

گوئیا از بهشت خلد برین

پا نهاده به خاک کرب و بلا


دسته دسته ملائک آمده اند

تا که خاک قدم به دیده نهند

ذره ای خاک راه قافله را

از برای بهشتیان ببرند 


عطر و بویی محمدی دارد

چه جوان دلاوری دارد

اشبه الناس خّلقً و خُلقً

به چه زیبا پیمبری دارد


علمی بر فراز بیرق ها

بر سر دوش اشجع الناس است

حرم آرام کودکان در خواب ت

کیه گاه خیام عباس است


بین گهواره خواب و سیراب است

شیرخواری شبیه قرص قمر

در کنارش رباب می خواند

به فدای لبان تو مادر


آن طرف تر رقیه با خنده

میزند بوسه بر رخ بابا

پدر اورا گرفته در آغوش

میزند شانه گیسوانش را


از پس پرده ای ز هودج نور

عمه ی کاوان هویدا شد

هرکسی بود گرد محمل نور

دست بر سینه اش زدو خم شد


غرق در عزت و جلال و شکوه

گشت خاتون پیاده از محمل

دست بر شانه ی علی اکبر

پا رکابش شده ابو فاضل


خــیمه زد کــاروان ثارالـلـه

خیمه و بیـرق و کـتل بر پا

چند روزی گذشت تا که رسید

غربت عصر روز عاشورا


علم افتاده بر زمین اما

نیست آثاری از علمداری

یک طرف مشک و یک طرف سقا

خیمه ها غرق در عزاداری


کاروان جای یک سبد لاله

حال یک دشت یاس پرپر داشت

خیمه ها جای یک علی اکبر

قدر یک کربلا پیمبر داشت


از دم تیر تیغ و سر نیزه

گشته پر گل زمین کرب و بلا

نا نجیبی سوار آورده

تا بگیرد گلاب قاسم را


ناقه های برهنه آوردند

تازیانه زدند زینب را

عمه ی خیمه ی بنی هاشم

مانده بین حرامیان تنها


نه عمویی کنار عمه رسید

نه عصایش دو دست اکبر بود

آنکه هر دم کنار زینب بود

بین گودال پاره پیکر بود


حمله بر خیمه گاه آوردند

همه آتش به آشیانه زدند

عوض بوسه و نوازش ها

سیلی و ضرب تازیانه زدند


ناله میزد رقیه در آتش

سوخت بالم بیا بیا بابا

در شلوغی مرا رها کردی

رفته ای روی نی چرا بابا


تعداد بازديد : 431
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir