close
تبلیغات در اینترنت
مدح امام حسن (ع)
مدح امام حسن (ع)
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
در قلب من ای بی حرم آقا حرم داری
نویسنده حسین محسنات در چهارشنبه 10 تير 1394 | نظرات()



با دست مهرت سایبانی بر سرم داری

در قلب من ای بی حرم آقا حرم داری


هر جای این عالم و گوشه گوشه ی دنیا

جای بقیع خاکیت باب الکرم داری


شد با وجودت آنچنان جود و کرم موجود

حتی کرم خانه در اقلیم عدم داری


پایم هوایی تر شد از وقتی شنیدم که

در اربعینت در بقیع زوار کم داری


باید روایت کرد با گریه سکوتت را

ای کربلای صبر ، آیا محتشم داری ؟


دیگر نمیگویم به جان مادرت آخر...

یک کوچه درد و خاطره از این قسم داری

تعداد بازديد : 530
کریم می بخشد
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 08 تير 1394 | نظرات()

تقدیم به مولای کریم 


به اذن ایزد یکتا کریم می بخشد

ز بدو خلقت دنیا کریم می بخشد


بشر ز روز ازل ریزه خوار احسان است

و سفره دار تمنا ، کریم می بخشد


سجیه اش کرم و دست بخشش باز است

تو قطره ای بده ، دریا کریم می بخشد


تمام مُلک و مَلک کائنات و ارض و سماء

تمام خلق گدا تا کریم می بخشد


تفاوتی نکند در دعا ، میان رکوع

به خانه یا که مصلی کریم می بخشد


امید هرچه یتیم و اسیر و مسکین است

زبس که نان شبش را کریم می بخشد


به درب خانه ی او سائل فلا تنهر

به یک اشاره در آنجا کریم میبخشد


تمام حرف گدا را نگفته میداند

گدا نکرده تقلا کریم می بخشد


تمام زندگیش را سه بار پی در پی

کسی نمیدهد الا کریم می بخشد


برای خواستن از او بهانه لازم نیست

نیاز کن و بگو یا کریم ، می بخشد


اگرچه غرق گناهی بیا دخیل ببند

خدا ببخشد اگر با کریم می بخشد


تو باش سائل و در بند اجر و مزد مباش

همیشه در خور مولا کریم می بخشد


به روز حشر که دلها زفقر لبریز است

کرم گدا شده اما کریم می بخشد


کریم خانه ی زهرا ، کریم آل الله

امام جود و کرم مجتبی ست بسم الله


بخوان دعای کرم را اگر بدهکاری

بگیر دست شفا را اگر که بیماری


اگر شبیه من از چشم یار افتادی

و یا شکسته تو را توبه های تکراری


چنین معامله ای را کجا تو می یابی

که سر به سر همه سود است ، آی بازاری


بیا که نزد کریمان حساب لازم نیست

فقط بگو به امامت چقدر کم داری


خدا سروده تو را هل اتی امام حسن

مرا اسیر و یتیم و گدا امام حسن


تو در بهشت خیالم نهال پر باری

غزل غزل به لبم شعر ناب می کاری


ز بس صله به سرود نگفته ام دادی

شدست دفتر ناگفته ها چه طوماری


همیشه معبر تو ازدحام حیرت داشت

زبس که بود پیمبر ز چهره ات جاری


تویی هر آینه شان نزول الرحمن

تویی که مور ز دستت ندیده آزاری


چه گفته ای تو بدان مرد شاکی شامی

که پیش پای تو زانو زدست با ، زاری


قسم به آیه ی شیرین کاظمین الغیظ

منم غلام تو هستم پر از خطا کاری


چقدر دست کرم داری ای امام غریب

برای خلق گدا مثل ابر می باری


به هرکه هرچه دلش خواست داده ای سلطان

ولی خودت نه حرم داری و نه درباری


غریب تر ز حسینی چرا که وقت نماز

تو را زمین زده آقا همان هواداری ....


که هرچه دیده ز دستان تو کرم دیدست

وحال گشته خیانت سزای غم خواری


همین سکوت تو یک نینوای خونین بود

بدست صلح تو شد تیر کربلا کاری


نشد فدایی راز برادرت باشی

حسن شدی که خودت راز مادرت باشی

تعداد بازديد : 714
مثل خلق شده بی سرو سامانی ما
نویسنده حسین محسنات در شنبه 30 فروردين 1393 | نظرات()


مثل خلق شده بی سرو سامانی ما
شهرتی یافـــته آرامش طوفـــانی ما

خانمان سوز شده آتش این عشق حزین
دائم الوقت شده وقت پریشانی ما

ما به درگاه کرم غرق نیاز آمده ایم
شاهد ما بود این دیده ی بارانی ما

ساقیا باده بده هیچ مراعات مکن
دیگر احراز شده مستی پنهانی ما

میوه ی عشق جنون است خطا ازما نیست
عـاقـلان خـرده نـگیـرید زحیـرانـی مــا


تعداد بازديد : 190
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir