close
تبلیغات در اینترنت
(حضرت رقیه)
این صحنه ها را پیش از این یکبار دیدممن هرچه میبنم بخواب انگار دیدمشکر خدا اکنون درون طشت هستی بر روی نی بودی تو را هر بار دیدممن پیش از این ها منتظر بودم بیاییآخــر نــگـیـنـت را سـر بـازار دیــدمبابا برایت درد دل بسیار دارم چون در نبودت درد ها بسیار دیدمکوچه به کوچه روی نی آزار…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
(حضرت رقیه)
نویسنده حسین محسنات در یکشنبه 21 مهر 1392 | نظرات()

این صحنه ها را پیش از این یکبار دیدم
من هرچه میبنم بخواب انگار دیدم

شکر خدا اکنون درون طشت هستی
بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم

من پیش از این ها منتظر بودم بیایی
آخــر نــگـیـنـت را سـر بـازار دیــدم

بابا برایت درد دل بسیار دارم
چون در نبودت درد ها بسیار دیدم

کوچه به کوچه روی نی آزار دیدی
کوچه به کوچه پای نی آزار دیدم

هر وقت با گریه سراغت را گرفتم
جای نوازش چوب سنگ و خار دیدم

عمه به جای من کتک میخورد بابا
خود را میان قافله سر بار دیدم

بابا دو چشمم بعد از آن سیلی سنگین
کم سو شده حتی تو را هم تار دیدم

زخم لبانت جای چوب خیزران است
شرمنده ان آن روز من ناچار دیدم

دیدم سرت در طشت زرین میدرخشید
ماه رخت را طعمه ی اشرار دیدم



تعداد بازديد : 391
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir