close
تبلیغات در اینترنت
هنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توست
ز واژه واژه ی شعرم ثواب میریزددوباره از قلمم نور ناب میریزدهنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توستکه از بیان عزل انقلاب میریزدبه صحن خلوت و باران کشانده باز مراهمانکه پیش نگاهم سراب میریزدشبی در عالم رویا نوازشم کردیهنوز از سر و رویم گلاب میریزدچقدر بردن نامت چقدر شیرین بودعسل هنوز ز لبهای خواب میریزدتو کهکشان پر از نوری و پس ابریز شام غیبت تو آفتاب میریزدتو نور چشمی و هردم تو را صدا زده امز دیده اشک روان در جواب میریزدبه این امید که من را خریده ای عمریستز جان مضطربم اضطراب میریزدتو بی نهایت فضلی و ابر…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
هنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توست
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 09 تير 1393 | نظرات()

ز واژه واژه ی شعرم ثواب میریزد

دوباره از قلمم نور ناب میریزد


هنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توست

که از بیان عزل انقلاب میریزد


به صحن خلوت و باران کشانده باز مرا

همانکه پیش نگاهم سراب میریزد


شبی در عالم رویا نوازشم کردی

هنوز از سر و رویم گلاب میریزد


چقدر بردن نامت چقدر شیرین بود

عسل هنوز ز لبهای خواب میریزد


تو کهکشان پر از نوری و پس ابری

ز شام غیبت تو آفتاب میریزد


تو نور چشمی و هردم تو را صدا زده ام

ز دیده اشک روان در جواب میریزد


به این امید که من را خریده ای عمریست

ز جان مضطربم اضطراب میریزد


تو بی نهایت فضلی و ابر احسانت

به روی خلق کرم بی حساب میریزد

تعداد بازديد : 195
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir