close
تبلیغات در اینترنت
دوبیتی ها
دوبیتی ها (حسین محسنات)  ****************پابست روضه بندهی دنیا نمی شودمجنون هر ملیکه و لیلا نمی شودتا طعم عشق را بچشد بانگ میزندهر عشق عشق بنده به مولا نمی شود*****************بانگ ادرکنای ما تا عرش اعلی میرسدعاقبت یک روز لب تشنه به دریا میرسدچاره بی سر گشتن است و را بی سامان شدندر کجا این گونه مجنونی به لیلا میرسد***************** شیعه می بالد که مولایش امیر خیبر است                        …
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
دوبیتی ها
نویسنده حسین محسنات در شنبه 08 مهر 1391 | نظرات()


دوبیتی ها (حسین محسنات)

 

****************

پابست روضه بندهی دنیا نمی شود

مجنون هر ملیکه و لیلا نمی شود


تا طعم عشق را بچشد بانگ میزند

هر عشق عشق بنده به مولا نمی شود


*****************


بانگ ادرکنای ما تا عرش اعلی میرسد

عاقبت یک روز لب تشنه به دریا میرسد


چاره بی سر گشتن است و را بی سامان شدن

در کجا این گونه مجنونی به لیلا میرسد


*****************


شیعه می بالد که مولایش امیر خیبر است                        

مذهبش در سایه ی لطف ولایت برتر است


شیعه  می بالد  که  در ایام  سخت  انتظار                       

پیشوایش سیدی از نسل پاک حیدر است


****************


با عشق تو هم سوختم تا ساختم

با وصف  خالی  دین  و  دنیا  باختم


 آهوی وحشی بودم  و با یک نظر

اهلی شدم خود را به دام انداختم


****************


ما نوکران خیمه ی آقای عالمیم

ما سینه سوخته لبالب ز ماتمیم


با اشک روضه خاک گل ما سرشته اند

ما وارثان ناله ی جبریل و آدمیم


بر لوح سینه با خطی از خون نوشته ایم

دیوانه ایم و زاده ی ماه محرمیم


****************


من میروم در غمم آرام گریه گن

ای آخرین امید و پناگاه خیمه ها


من بر فراز نیزه نکردم تو را رها

هرگز نگو حسین منم بود بی وفا


یک روز میرسد که دوباره ببینمت

من در میان تشت تو هم دست بر عصا


****************


هر کس که درونش رگ عباس بجوشد

در یاد لب توست اگر آب بنوشد


با کودک ششماهه سر جنگ ندارد

بر غربت ایتام تفخر نفروشد


****************


از سراپرده ی دل با من بیچاره سخن گو

که تویی در همه هستی همه ی دار و ندارم


جز غم عشق تو سوزی به دلم نیست ولیکن

به کسی  فاش   نگویم  سخن حال  نزارم


***************


نازنینا منو دل در طلبت سوخته ایم

چشم را به سحر در ره تو دوخته ایم


نام تو  آمد  و  با  حرم  تولا  منو دل 

در زمستان فراغ آتشی افروخته ایم


***************



غروب جمعه همان وعده گاه یاران است

غروب جمعه هوا پر زبوی باران است


نگاه ملتمسی بر افق تماشایست

به قلب منتظران غصه ها چه ویران است


زمین و وسعت آن چون جهنمی سوزان

جهنمی که عذابش فراغ و هجران است



****************


ای برادر گر به فکرت حرفهای ما خطاست

خرده از کارم نگیر آگاه مطلق کبریاست


در نمازت کن دعایم تا که عاقلتر شوم

آنچه میگیرد دعای بندگان بی ریاست


****************


خیری ندیده ایم نه از دشمنو نه دوست

دشمن مقابلت زند و دوست زیر پوست


در این زمان بی کسی و قحطی رجال

آنکس که یافت می نشود آنم آرزوست


****************


شاعر:حسین محسنات

تعداد بازديد : 437
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir