close
تبلیغات در اینترنت
کارها و دام های شیطان
یکی از کارهای شیطان ایجاد فراموشی در انسان است. وسایلی بر می انگیزد که آدمی غافل شده و یاد خدا را فراموش کند. لحظه ای غفلت از شیطان، غفلت از یاد و ذکر خدا را به دنبال دارد.   چکیده: انسان موجودی است مختار و آزاد و می تواند در انتخاب مسیر خویش یکی از دو راه شر و خیر را انتخاب کند. اگر…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
کارها و دام های شیطان
نویسنده حسین محسنات در یکشنبه 09 مهر 1391 | نظرات()


IRNON.ir
یکی از کارهای شیطان ایجاد فراموشی در انسان است. وسایلی بر می انگیزد که آدمی غافل شده و یاد خدا را فراموش کند. لحظه ای غفلت از شیطان، غفلت از یاد و ذکر خدا را به دنبال دارد.

 

چکیده:

انسان موجودی است مختار و آزاد و می تواند در انتخاب مسیر خویش یکی از دو راه شر و خیر را انتخاب کند. اگر راه خیر مستقیم را بر گزیند که البته به سعادت و رستگاری نائل می گردد و اگر راه شر را انتخاب کند خود را به هلاکت و نابودی می افکند و در این مسیر شیطان دام ها و کمین گاه های متعددی دارد و چنان کارهای خود را بر آدمیان زینت می بخشد که گویی همان راه درست است.

دام های شیطان بر اساس روحیات و اعتقادات افراد متفاوت است و برای همه افراد بشر یکسان عمل نمی کند از جمله کارهایی که شیطان برای اغوای افراد انجام می دهد: وسوسه، تسویل، خراب کردن عمل، ایجاد فراموشی در انسان، نزغ و فساد انگیزی، وعده دادن به انسان، مشارکت در اموال و اولاد، نجوای شیطانی، امر به فحشا و منکر، ایجاد دشمنی بین مردم، هجوم در وقت احتضار است .و برای بهتر عمل کردن خویش دام هایی را نیز قرار داده است که از جمله آنها: دنیا، هواپرستی، عبادت، زنان، تفرقه و … است که اگر انسان از شر شیطان به خدا پناه نبرد و از استعاذه غافل گردد اسیر دام های شیطان گشته و خود را به هلاکت می افکند.

کلید واژه ها: شیطان- انسان- دام های شیطان- ابلیس

 

مقدمه:

انسان موجودی مختار است و برای دستیابی به سعادت و رستگاری و کمال خود در دنیا و آخرت همواره در معرض اعمال اراده و انتخاب و تصمیم گیری است و او در راه زندگی خویش و در گزینش کارها و نیازهای خود در لحظه های عمر خویش مواجه با وسوسه های شیاطین است، هرگاه آدمی بتواند با اراده قوی مملو از ایمان این خواسته ها و امیال را که توسط شیطان به دایره ذهن او هجوم می آورند قبل از اینکه منجر به عمل شوند تزکیه و تصفیه نماید و از بین آنها آن را که مطابق عقل و شرع است انجام دهد و از آنکه موافق عقل و شرع نیست خودداری کند به صراط مستقیم که رستگاری و سعادت ابدی است راه می یابد.انسان همواره در گزینش و انتخاب خود دو راه بیشتر ندارد یکی راه شیطان و گمراهی است و دیگری راه کمال و صراط مستقیم و تمام تلاش شیطان آن است که به سر راه مستقیم بنشیند و به عنوان یک رهزن ماهر نگذارد کسی این صراط را طی کند.

راه شیطان در حقیقت نقطه مقابل صراط مستقیم به خدا پرستی منتهی می شود و چون حضرت آدم (ع) نشانه انسانیت است، عداوت شیطان هم نسبت به او بدین خاطر است. حضرت آدم نشانه انسانیت است، نه آنکه عداوت شخصی با او داشته باشد.در پایان از خداوند متعال خواستاریم که همه ما را از گمراهی نجات داده و راه مستقیم را به ما بنمایاند و ما را از وساوس شیاطین جن و انس محفوظ بدارد. این تالیف گامی است کوچک برای معرفی کارها و دام های شیطان و امید دارم برای خوانندگان فهیم و بصیر مفید واقع شود.

 

تبیین موضوع:

واژه شناسی شیطان: دور شده، متمرد، برخی نون شیطان را جزء اصل کلمه می دانند و آن از شطن یشطن می باشد و به معنای دور شدن است و بقول برخی نون آن زاید و اصل آن از شاط یشیط است و آن به معنای هلاکت یا شدت و غضب است (۱) و معنای لغوی آن «الشطن: طناب و ریسمان دراز، اشطان ،الشطین: دور» (۲)مفهوم شناسی: «شیطان معروف به معنی هر متمرد و طاغی است اعم از آنکه جن باشد یا انس یا جنبندگان و شیطان وصف است، نه اسم خاص آن روح شر و به مناسبت دوری از خیر و از رحمت حق تعالی وصف شیطان بر او اطلاق شده است.» (۳)

 

«کارهای شیطان»

شیطان دشمن سعادت انسان است از این رو در مسیر کمین می کند تا او را فریفته و اغوا کرده به دامش بیاندازد. کارها و کمین گاه های شیطان متعدد است که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 

1- وسوسه:

«نخستین کار شیطان وسوسه است که شاید کارهای دیگر او نیز به همین امر باز می گردد و این کاری است که در مورد آدم و حوا علیه السلام انجام داد و باعث خروج آنها از بهشت گردید.» (۴)

۲- زینت دادن گناه و کارهای زشت (تسویل):

«از کارهای دیگر شیطان که سرلوحه برنامه های اوست، زینت دادن کارهای بد در نظر آدمیان است یعنی بر اثر گناهان بسیار، قلب انسان تیره و سخت و روح آنها انعطاف پذیر شده و شیطان با استفاده از روح هواپرستی اعمالش را در نظرش زینت داده و هر عمل زشتی را که انجام دهد زیبا و هر کار خلافی را صواب می پندارد. زینت ۴۶ مرتبه در قرآن به کار رفته است و بر دو نوع است: ممدوح و مذموم و اکثر قریب به اتفاق آیات در رابطه با زینت مذموم است.» (۵)

۳- دزدی ایمان و خراب کردن عمل:

«کار دیگر شیطان این است که تا می تواند نگذارد که فرزندان آدم (ع) کسی به قرب الهی برسد و به مقامات عالیه انسانی دست یابد او از همان اول تا قیام قیامت در تلاش است که اصل ایمان را بگیرد وگرنه کاری می کند که ایمان آدمی را ضعیف و کمتر کند و اگر از راه ایمان نتوانست وارد شود در باب فساد، عمل خودش را انجام می دهد سپس اگر فرشته، خدمت گزار مقام انسان است، شیطان راهزن اوست.» (۶)

۴- ایجاد فراموشی در انسان:

«کار دیگر شیطان ایجاد فراموشی در انسان است. وسایلی بر می انگیزد که آدمی غافل شده و یاد خدا را فراموش کند. لحظه ای غفلت از شیطان، غفلت از یاد و ذکر خدا را به دنبال دارد. حضرت یوسف (ع) در تعبیر خواب یکی از دو رفیق زندانیش گفته بود: تو به همین زودی آزاد می شوی و به او سفارش کرد اسمی از حضرت پیش پادشاه بیاورد تا بلکه بی گناهی آن اثبات شود ولی آن غلام پس از آزادی فراموش کرد که سفارش یوسف را به گوش پادشاه برساند و این باعث شد که حضرت به سبب فراموشی چند سال دیگر در زندان بماند.» (۷)

۵- نزغ و فساد انگیزی:

«یکی دیگر از کارهای پلید شیطان این است که برای رسیدن به اهداف خود در بین مردم فساد انگیزی می کند نزغ به معنی وارد شدن در کاری به قصد فساد و افساد است و مداخله در امری برای خرابکاری کردن می باشد. چنانکه در آیه ای دیگر به پیامبر خود به هنگام نزغ شیطان دستور استعاذه می دهد:» (۸) و می فرماید: «و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم.» (۹)

۶- وعده دادن به انسان:

«کار دیگر شیطان وعده دادن به انسان و دعوت کردن او به سوی بدی هاست. «از صحنه های دوزخ یکی همین است که چون مردم وارد می شوند و در می یابند که جایگاهشان دوزخ است با هم مجادله می کنند و هر یک می گوید تقصیر دیگری بود و همه می گویند تقصیر شیطان بود و گویی شیطان را به محاکمه می کشند اما شیطان به آنها می گوید: من بر شما سلطه ای نداشتم فقط دعوتتان می کردم و شما هم لبیک می گفتید.»

پس هر چند که دعوت مردم به وسیله شیطان به سوی شرک و معصیت به اذن خداست ولی صرف دعوت است و تسلط نیست یعنی خداوند شیطان را بر ما مسلط نکرده است چون دعوت کردن به کاری حقیقتش تسلط دعوت کننده بر کاری که دیگران را به آن دعوت کرده نمی باشد اگر چه شخص دعوت کننده یک نوع تسلطی بر اصل دعوت پیدا کند.لذا به دنبال نفی سلطنت خویش بر مردم این نتیجه را می گیرد که: «فلا تلومونی ولو مرا انفسکم؛ اختیارتان به دست خودتان بود خودتان کردید که لعنت بر خودتان باد.» (۱۰)

۷- مشارکت در اموال و اولاد مردم:

«یکی دیگر از کارهای شیطان مشارکت در اموال و اولاد است «یعنی کاری که اموال و اولاد را به حرام آمیخته می کند، چنانکه در قرآن کریم می خوانیم: «و شارکهم فی الاموال و الاولاد؛ در اموال و اولادشان شرکت کن.» (۱۱)«شرکت کردن شیطان با آدمی در مال و فرزند سهم بردن از منفعت و اختصاص است. مثل اینکه آدمی را وادار کند به تحصیل مال که خداوند آن را مایه رفع حاجات آدمی قرار داده از راه حرام: زیرا در این صورت هم آدمی از آن مال منتفع شده به غرض طبیعی خود نایل می شود و هم شیطان به غرض خود رسیده است و یا آن که از راه حلال کسب بکند و لیکن در معصیت به کار بزند و در اطاعت خدا صرف نکند، پس هر دو از آن مال منتفع شده اند، با اینکه او از رحمت خدا تهی دست است و یا آن که از راه حرام فرزندی برای آدمی بدنیا آید و یا از راه حلال به دنیا آید ولیکن به تربیت دینی و صالح تربیتش نکند و به آداب خدایی مودبش نسازد در نتیجه سهمی از آن فرزند را برای شیطان قرار داده و سهمی را برای خودش، و همچنین است چیزهای دیگر.» (۱۲)

۸- نجوای شیطانی:

«یکی دیگر از کارهای شیطان این است که در خواب یا بیداری به انسان چیزهایی را القا می کند که وی را محزون نماید. زیرا وقتی شیطان با کوشش زیادی که در اغوای مومنین از خود نشان می دهد نتوانست مومن متق از طریق حق و حقیقت منحرف گرداند و حواس او را به خود جذب نماید در خواب یا در بیداری چیزهایی به قلب وی القا می کند.

به خصوص در خواب که عقل آدمی به طور موقت قوایش را رها می نماید و برای استراحت بدن، حواس را به خود وا می گذارد آن وقت شیطان بیشتر تسلط پیدا می کند و به طور نجوا چیزهایی را به او القا می نماید تا از توجه به حق تعالی او را باز داشته و به خود مشغول دارد.» (۱۳)

۹- امر به فحشا و منکر:

«یکی دیگر از کارهای شیطان که بعضی آن را از علائم کارها و وساوس شیطانی محسوب کرده اند امر به فحشا و بدی است. برای مبارزه با این دسیسه شیطانی باید نخست وسوسه ها را ریشه کن کند زیرا نفوذ افکار و اعمال شیطانی گاهی به صورت تدریجی و کمرنگ است و اگر در همان گام های نخست کنترل نشود، وقتی انسان متوجه می گردد که کار از کار گذشته است بنابراین هنگامی که نخستین وسوسه های اشاعه فحشا یا هر گناه دیگر آشکار می شود باید همان جا در مقابل آن ایستاده تا آلودگی گسترش نیابد.» (۱۴)

۱۰- ایجاد دشمنی بین مردم با شراب و قمار:

«خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین امنوا ایها الحمد و المیسر و الانصاب و الازلام و حبس من عمل الشیطان …؛ای کسانی که ایمان آورده اید، جز این نیست که شراب و قمار و بت ها یا سنگ هایی که برای قربانی نصب شده و چوبه های ترعه پلید و از عمل شیطان است.» (۱۵)«رجس» و شیطانی بودن شراب و سایر امور مذکر در آیه از این جهت است که این ها کار آدمی را به ارتکاب اعمال زشتی که خصوص به شیطان است می کشانند و شیطان هم جز این کاری ندارد که وسوسه های خود را در دلها راه داده و گمراه کند.

پس اینکه گفته شد این امور از عمل شیطانند یا هم رجس و هم از عمل شیطانند برای این است که شیطان هیچ غرضی از این اعمال خود یعنی خمرو مسیر ندارد، مگر ایجاد دشمنی و خشم بین شما و این که به این وسیله شما را به تجاوز از حدود خدا و دشمنی با یکدیگر وادار می کند و در نتیجه به وسیله همین شراب و قمار و انصاب و ازلام شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد.

عمل شیطان و وسوسه های او یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که هر کس می تواند آن را درک کند زیرا انسان ذاتا از آن متنفر است یعنی اگر خوب توجه و عنایت نماید، فطرت آدمی نزدیک شدن به آنها را جایز نمی داند و اگر احیاناض افرادی هستند که مرتکب این اعمال شیطانی می شوند به خاطر پیروی از اوامر شیطان و اطاعت از نفس است.» (۱۶)

۱۱- هجوم در وقت احتضار:

«یکی دیگر از کارهایی که شیطان سعی و تلاش بسیاری را صرف آن می کند این است که در وقت احتضار انسان را وادار به کفر می کند و در دینش تشکیک بیندازد.امام صادق (ع) در این باره می فرماید: « هیچ کس در زمان حضور مرگ نیست مگر این که ابلیس بعضی از شیاطین را بر او موکل می کند تا او را به کفر وادار کنند و در دینش تشکیک بیندازند تا این که روح از بدنش مفارقت کند اگر محتضر مومن باشد قدرت ندارد ایمان او را زایل کند و یا او را به شک بیندازد پس در هنگام مرگ شخص محتضر کلمه شهادتین را به ایشان تلقین کنید تا آن که روح جدا شود.» (۱۷)

 

دام های شیطان

دام سخت است مگر یاد شود لطف خدای

ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

گناه، دام شیطان است و شیطان صیاد دل آدمی. صیاد اگر بخواهد ماهی بگیرد قلب به کار می برد و اگر بخواهد دسته جمعی ماهی بگیرد تور به دریا می اندازد و تور شیطان همان ایجاد شبکه ها و باندها و باند بازی است.

۱- دنیا:

یکی از راه های فراگیر و مستحکم شیطان، دنیا است. «اما مراد از دنیا چیست؟ انسان دو دنیا دارد: یکی ممدوح و یکی مذموم. یکی پسندیده و دیگری ناپسند. دنیای ممدوح یعنی آن اموری که انسان را از اطاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت باز دارد در مقابل هر چه باعث رضا و خشنودی خدای سبحان شود و سبب تقرب و نزدیکی به حق تعالی گردد، آخرت است اگر چه به حسب ظاهر از دنیا باشد مثل تجارت، زراعت و …

پس علاقه سرچشمه هر خطا و گناهی است مراد دنیای مذموم و ناپسند است و اگر در بعضی روایات به عنوان مزرعی آخرت معرفی شده است مقصود دنیای ممدوح است.پس باید بینش خود را نسبت به دنیا یک بینش قرآنی کنیم و بدانیم که هر چه تعلق خاطر برای ما به وجود آورد و از خداوند دور و غافل گرداند، دنیاست.» (۱۸)

۲- هوا پرستی، موثرترین راه نفوذ شیطان:

یکی از مهم ترین ابزار کار شیطان هواپرستی است. «زیرا تا پایگاهی در درون انسان وجود نداشته باشد شیطان قدرت بر وسوسه گری ندارد و پایگاه شیطان چیزی جز هوا پرستی نیست، همان چیزی که خود شیطان به خاطر آن سقوط کرد و از صف فرشتگان و مقام قرب الهی طرد شد. اگر این شیطان درون با آن شیطان برون هماهنگ نشود و در را برای وارد شدن او نگشاید و خیر مقدم نگوید وارد شدن او غیر ممکن است.» (۱۹)

۳- گاهی از راه عبادت فریب می دهد:

یکی دیگر از دام های شیطان که در واقع از خطرناک ترین آنها محسوب می شود این است که راه عبادت انسان را از مسیر حق و توجه به خداوند منحرف کرده و دور می گرداند «یعنی گاهی شیطان کلاه سر آدمی می گذارد به طوری که انسان می فهمد تا وقتی که کار از کار بگذرد. از این راه مقدسی او را به امور مباح وا می دارد تا به حرام و سپس به کفر بکشاند. از این رو باید همواره به خدا پناه برد و از دام های او آگاهانه خارج شد.

بنابراین باید کاملاً هوشیار باشیم که به این دام خطرناک و مهلک شیطانی نیفتیم و متوجه باشیم که گاهی ممکن است شیطان دستور به عبادت و نماز و دعا بدهد در این جا انسان مومن فریب شیطان را نمی خورد و می داند اگر عبادت و نمازی هم باید انجام دهد به دستور محض اطاعت امر خداوند باشد تا بتواند عروج کرده و به مقامات معنوی دست یابد.» (۲۰)

۴- زنان:

یکی از دام های نیرومند شیطان زنان هستند چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «النساء جعله الشیطان؛ زنان دام های شیطانند.» (۲۱)«از این رو قرار گرفتن زن و مرد نا محرم در یک اتاق و فضای خالی از غیر، نهی شدیدی شده است. البته این پیدا است که مراد این نیست که حقیقت «زن» زیر سوال برود زیرا زن مظهر جمال الهی است و از دامان پاک بعضی از زنان مردان بزرگی الهی رشد کردند و دشمنان سرسخت شیطان و دوستدار حقیقی حضرت حق شدند.

بلکه منظور این است که چون مردان به جنس مخالف خود کشش دارند، شیطان ایشان را به برخی از زنان مفتون می سازد و آنها را در نظرشان جلوه می دهد و با فریب دادنشان به محرمات می اندازد. پس خطرناک ترین دام شیطان جنس زن است مگر زن هایی که عمری مردانه با ابلیس مبارزه کرده باشند.» (۲۲)

۵- جلوگیری از نیکی به مومنین:

«کسی که می خواهد عمل خیری درباره برادر دینی خود انجام دهد شیطان دام خود را می گستراند و او را وسوسه می کند که مگر او برای توجه کرده که می خواهی تلافی کند؟ و یا آن که تو خودت امروز بیش از او محتاج این پول و یا هر چه مورد نظر انسان است هستی باید توجه داشت که اینگونه اتفاق ها دام های شیطان است مبادا پای خود را در این دام ها بگذاریم.» (۲۳)

۶- دامی برای قضای کردن نماز:

در حدیثی آمده است که: «از تورهای شیطان خوابیدن است تا اینکه نماز واجب از انسان فوت شود. این هم دامی است که بسیاری از انسان های مسلمان گرفتارش می شوند به خصوص جوانان و به ویژه در شب های کوتاه بهار در حالیکه شب را دیر خوابیده باشند در آن هنگام شیطان دام خود را می گستراند و آن قدر وسوسه می کند تا بستر نرم را ترک نکند و نماز واجب الهی از او فوت شود.» (۲۴)

۷- تفرقه:

یکی دیگر از دام ها و راه های فریب شیطان تفرقه است. «شیطان هیچ راه و رخنه ای مطمئن تر و موثرتر از ایجاد جدایی بین انسان ها ندارد. هر وقت می خواهد و انسان را صید کند اول آن دو را از هم جدا می کند. شما هر وقت می خواهید نانی را مصرف کنید اول لقمه لقمه اش می کنید تا از گلویتان پایین برود.تفرقه می اندازید در یک دانه نان و آن را به سی چهل لقمه تقسیم می کنید و بعد لقمه ای می دهید به دندان او را می کوبید و له می-کنید بعد به شکلی که خودش می خواهد در می آورد تا بتواند ببلعید. قدم اول خوردن تکه کردن است هر چیز را که نتوانستید تکه کنید نخورید. شیطان هم چنین عمل می کند و اگر نتوانست جمعیتی را تکه تکه کند مایوس می شود و می رود.» (۲۵)

 

حضرت یحیی و دام های شیطان

رسول خدا فرمود: ابلیس نزد انبیاء می آمد و با آنها از زمان نوح تا عیسی به گفتگو می نشست، اما با یحیی انس و آمد و شد بیشتری داشت. روزی بر یحیی وارد شد. وقتی که می خواست باز گردد یحیی به او گفت: ای ابا مره! مرا به تو حاجتی است، گفت بگو: یحیی گفت: می خواهم تو با همان شکل و شمائل واقعی خود نزد من بیایی …

ابلیس فردا آمد و در برابر یحیی ظاهر شد، او چهره ای واژگونه و مسخ شده ای را در مقابل خود یافت که دارای قیافه ای دهشت آور، و پیکرش مانند خوکان و صورتش به سان بوزینگان است، شکاف چشمان و دهان او از طول و به طرف سر تعبیه شده و سراسر دندانش استخوانی یکپارچه است و چانه و فک ندارد و موی سرش به سوی پشت و دارای چهار دست، دو دست در شانه و دو دست در پلو، انگشتانش به طرف پشت و زانوهایش به طرف جلو دستش انگشتی است، گونه اش پیدا و یک تخته و سوراخ های بینی به طرف بالا و دارای خرطومی به سان مرغان پرندگان، چهره اش در مقا و چپ چشم و گنگ و خمیده و وبالی بر تن دارد و پیراهن در بر کرده است که مانند مجوس کمربندی در میان دارد و کوزه هایی کوچک از آن آویزان می باشد.جرس و زنگی در دست و خودی بر سر دارد که بر فراز آن آهنی مستطیل و خمیده کج قرار گرفته است.

از یحیی پیغمبر نقل شده است که روزی ابلیس را دید و از او پرسید: آیا تا کنون هیچ به من دست یافته ای؟ گفت نه، ولی در تو خصلتی است که من آن را دوست دارم، پرسید آن کدام است؟ گفت: تو مرد پرخوری هستنی و وقتی که افطار می کنی سنگین می شوی، و به همین سنگین، تو را مقداری از نماز و شب زنده داری باز می دارد، و من به همین خوشحال می شوم.

یحیی گفت: حال که چنین است من هم با خدا عهد می بندم تا چندی که زنده ام هیچ وقت خود را از غذا سیر نکنم ابلیس گفت: من نیز با خدا عهد می بندم تا چندی که زنده ام نسبت به احدی خیرخواهی نکنم. این را گفت و از نزد یحیی بیرون رفت، و دیگر به سراغ او نیامد.«و ما انسانیه الا الشیطان» (سوره کهف، آیه ۶۳)لیکن این دست اندازهای شیطان و امثال آن بجز آزار دادن انبیاء اثری دیگر ندارد، و اما تصرف در نفوس انبیاء محال است. چون انبیاء از چنین خطرهایی معصوم و مصونند.» (۲۶)

 

راه های مبارزه با شیطان

۱- استعاذه:

«انسان همیشه با افکار درونی و وسوسه های شیطانی محاصره شده است این افکار به هم میآمیزد و بر جلب انسان فشار می آورد. وقتی راه گریزی از این افکار به سوی خدا نیابد حیات و زندگی او تباه گشته و روانش تیره و تار می شود و راه هدایت را گم می کند از این رو ضروری است که انسان به نبرد با هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی برخیزد و به پروردگار خود باز گردد تا او را از این ورطه مهلک و خطرناک نجات بخشد و چنانکه در قرآن کریم آمده است«و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم» (۲۷) و اگر انگیزش و وسوسه ای از شیطان، تو را برانگیزد پس به خدا پناهنده شو. که او شنوای داناست.استعاذه یعنی: پناهنده شدن به خداوند از شر شیطان و گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»

استعاذه عبارت است از گریز از شیطان و دعا به درگاه خداست که انسان را از گرفتار شدن در چنگال شیطان و صدمه دیدن از نیرنگ های او نجات می بخشد، زیرا شیطان عامل هر گناهی و منشاء هر نوع گمراهی و انگیزه عام دردهاست. استعاذه و پناه بردن به خدا، طریق امن و آرامش انسان در دنیا و آخرت و گذرگاهی فراسوی سلامت و روان است.» (۲۸)لازم به ذکر است که استعاذه امر معنوی حقیقی است که این لفظ کاشف از آن است اگر حال استعاذه باشد گفتن اعوذ بالله نافع است وگر نه گاه می شود که خود همین استعاذه مسخر و ملعبه شیطان است که خودش به زبان انسان جاری کرده است.

بنا به تفسیری: «الف» «لام» در کلمه «الشیطان» برای بیان جنس است. یعنی مراد از استعاذه پناه بردن به شیاطین جن و انس است که گاهی مانع از سفر روحانی انسان شده و خار طریق می گردند.مخفی نماند که استعاذه قبل از شروع به قرائت قرآن چه در نماز و چه در غیر نماز مستحب است.» (۲۹)«ابو حامد می گوید: هنگامی که می گویی: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بدان که شیطان دشمن توست و در کمینت نشسته تا قلبت را از سوی خدا به جهات دیگر برگرداند، چون خودش به خاطر اینکه یک سجده را ترک کرد، ملعون و مطرود شد و اکنون حسادت می ورزد که تو را در این حالت لذت بخش مناجات و سجده های روح بخشت در پیشگاه خدای تعالی می بیند.

پس اگر واقعاً می خواهی از دست شیطان به خدا پناه ببری راهش این است که هر چه را او دوست می دارد ترک کنی و آنچه را که خدا دوست می دارد، انجام دهی و گرنه با گفتن یک کلمه بدون عمل از کید مصون نمی مانی. کسی که در معرض حمله درنده یا دشمنی واقع شده اگر جان خود را دوست دارد باید به مکان امنی بگریزد و گرنه اگر هزار بار بگوید از دست تو به این قلعه محکم پناه می برم ولی از جایش حرکت نکند به حالش سودی ندارد.

همینطور کسی که از شهواتش که محبوب شیطان و مبغوض رحمان هستند پیروی می کند به مجرد قول اعوذ بالله نمی تواند خود را از دست شیطان رها کند بلکه ناگزیر است قولش را با عملش مقرون کند و به قلعه محکم خدا پناه ببرد.قلعه انس خدا کلمه طیبه «لا اله الا الله» است زیرا بنا به روایت نبی اکرم (ص) خدای تعالی فرموده:«لا اله الا الله» و کسی که خود را به قلعه انس الهی پناهنده می کند معبودش جز او نیست، اما کسی که هوای نفسش را معبود قرار داده در معرض تاخت و تاز شیطان است نه در قلعه خدا» (۳۰)

«لازم به ذکر است از میان تمام صفات شیطان، مطرود بودن او مطرح شده و این ما را به یاد استکبارش در مقابل دعوت خداوند به سجود و خضوع در مقابل آدم می اندازد این استکبار سبب شد که میان شیطان و درک حقایق حجایی بر قرار گردد.قرآن گویا با تفسیر «رجیم» می خواهد این واقعیت را تفهیم کند که به هنگام تلاوت قرآن استکبار و غرور و تعصب را از خود دور کنید تا سرنوشتی همچون شیطان رجیم پیدا نکنید و به جای درک حقیقت در پرتگاه کفر و بی ایمانی سقوط نکنید.» (۳۱)

۲- بسم الله، و رفع شیطان:

«یکی از عواملی که می تواند هم در جهت پیشگیری و هم برای درمان جان آدمی بسیار مفید و موثر باشد این است که انسان در ابتدا و آغاز هر کاری بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم» و در صورتی که بر آن مداومت شود و هیچ گاه فراموش نگردد این درس را به انسان می دهد که کاری که با نام خدا آغاز شود نباید با آلودگی ها و وساوس شیطانی و خاطر نفسانی همراه باشد و نیز به او القا می شود که استعانت فقط به درگاه خداوند شایسته است. بسم الله نه تنها در رفع و جلوگیری از شیطان مفید است بلکه در رفع و دور کردن او نیز بسیار موثر است.» (۳۲)

۳- نماز:

یکی از عوامل دفع شیطان نماز است. «نماز اگر با آداب و شرایط آن اقامه شود نمازگزار را به عالم پاکی و قداست بالا برده و غل و زنجیر دنیا و دامهای شیطان را از پای او پاره می کند و نیز اگر ازر روی صداقت به جا آورده شود در راندن شیطان و زدودن غبار و زنگار گناه از آیینه دل نقش ویژه ای دارد. در قرآن کریم به مومنین سفارش شده است که در هنگام هجوم گرفتاری ها و حمله جنود شیطانی و خاطرات نفسانی از نماز و روزه مدد بگیرند و خود را از آن ها خلاص بخشند.» (۳۳)

«خصوع و خشوع و حضور قلب: «افعال نماز بمنزله ظرفی است که هدف نماز در آن جای گرفته است، بنابراین بجا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفی را ماند که بی محتوا است و همانطور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد، خدا را به نمازی که در آن توجه به هدف نباشد عنایتی نیست، لذا آیات و روایات بسیاری در این مورد وارد شده که ما به مناسبت حال تعدادی از آنها را ذکر می کنیم.» (۳۴)

۴- روزه:

«روزه نیز از جمله عواملی است «که هم باعث می شود روزه دار خود را از نیرنگ های شیطان درون و بیرون حفظ کند و هم می تواند اگر مورد هجوم او قرار گرفته و گرفتار شده است با روزه حقیقی از مملکت دل بیرون براند. آری انسان روزه دار وقتی روزه کامل گرفت و از خواسته های نفس به خاطر خدا اطاعت امر الهی چشم پوشی کرد و زبان را از آنچه نباید بگوید و همچنین گوشش، چشم و دست و پا را و دل و جان را از آنچه نباید مشغولش داشت حفظ نمود تمام راه های فریب کاری شیطان را بسته و او را با پیروزی خود در این مبارزه رو سیاه و شرمسار می کند» (۳۵)

۵- استغفار و توبه

یکی دیگر از راه های مبارزه با شیطان رجیم، استغفار و توبه است «امر به استغفار و توبه با هم فرق دارند، اما به لحاظ نزدیک بودن این دو مقوله در یک جا آوردیم وقتی انسان از کاری که مرتکب شده است پشیمان می شود و با استغفار و طلب آمرزش از خداوند، توبه و بازگشت می نماید. و پیمان می بندد که دیگر به سوی خطاها و گناهان گذشته باز نگردد و آنچه را انجام نداده از طاعت انجام دهد، ضربه بزرگی به شیطان وارد می کند.» (۳۶)

«بازگشت از گناه را «توبه» می گویند.

اما در اینجا توضیح بیشتری لازم می نماید. از نظر شرع مقدس افعال بندگان بر پنج قسم می باشد:

۱- فعلی را که باید انجام داد و ترک آن جایز نیست، «واجب» گویند.

۲- فعلی را که نباید انجام داد، «حرام» گویند.

۳- فعلی را که به جا آوردن آن، از ترکش بهتر باشد، «مستحب» نامند.

۴- فعلی را که ترک آن از انجامش بهتر باشد، «مکروه» خوانند.

۵- افعالی که به جای آوردن و ترک آنها، مساوی باشد، «مباح» گویند.

توبه در دو قسم اول، لازم الاجراست، یعنی اگر کسی واجبی را ترک کرده، و یا حرامی را مرتکب شده باشد، باید «توبه» کند.

 

توبه، بر سه قسم است:

۱- توبه عام، که توبه از ترک واجب و ارتکاب حرام است، بر همه بندگان واجب می باشد. درباره اینان آمده است: «وَ مَن لَم یَتُب فَاُولئِکَ هُمُ الظّالِمُون؛ و هر که از گناه بازگشت نکند، پس آنان ستمکارانند بر نفس خود.»

۲- توبه خاص، که توبه از ارتکاب مکروهات و ترک مستحبات، و ترک اولی است، مانند توبه حضرت آدم (ع) و انبیاء سلف.

۳- توبه اخصّ الخاص، که توبه از به جا آوردن مباحات است، مانند توبه و استغفارهای خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و اله) و اوصیاء گرامی آن حضرت، و برجستگان از اولیاء الله. آیه شریفه «لَقَد تابَ الله عَلی النّبی …» اشاره به این معنا است.» (۳۷)

۶- دعا:

یکی از مهمترین راه های مبارزه با شیطان، مسلح شدن به سلاح دعا است. «یک مومن در مواقع بلا و مصیبت و نیز هنگام مکر شیطان دست به دعا می زند مانند کسی که هنگام دیدن دشمن دست به سلاح و شمشیری می زند آری دعا یکی از بهترین عبادت ها و موجب استکمال نفس و قرب به خدا و دوری شیطان می شود بنده خدا باید دعا کند زیرا در تمام وجود به خدا نیاز دارد بلکه عین فقر و نیاز است و اگر یک لحظه فیض خدا قطع شود پوچ و نابود خواهد شد.» (۳۸)

۷- ذکر و یاد خدا:

ذکر و یاد خداوند در همه حال، عاملی است برای حایل شدن بین انسان و وساوس شیطانی و در نهایت دوری از گناهان و خطاها «زیرا اگر انسان بتواند خود را در محضر حق تعالی ببیند و از او جدا نشود با ذکر الله اطمینان قلب پیدا می کند و قلب مطمئن آن قلبی است که با وساوس و خواطر منتصب نمی شود و دارای آرامش است. ذکر و یاد خدا موجب ناراحتی و دلسردی شیطان می شود.عوامل زیاد دیگری وجود دارد که انسان را در راه مبارزه با شیطان یاری می دهند. مانند صدقه دادن، خواندن آیه الکرسی، عمل صالح، خواندن تسبیح حضرت زهرا، قرائت سوره توحید و قدر، قرائت قرآن، ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» ماه رمضان و …» (۳۹)

 

راه تسلط بر شیطان

مسلم است که شیطان و غیر شیطان جنود الهی هستند و اگر کسی بخواهد بر شیطان مسلط شود باید به درگاه خدا ناله و تضرع کند، خود را نبیند و خدا را ببیند تا بتواند از این سلاح نیرومند استفاده کرده و شیطان را رام خود کند. آن بنده شایسته ای که خود را با خدای خویش سرگرم سازد و به غیر او بی توجه باشد می تواند در برابر وسوسه های شیطانی مقاومت کند و نیروی خود را در نبرد و پیکار با شیطان از نور الهی دریافت نماید.

از این رو راهی که انسان را برای محار و پیکار با شیطان به پیروزی می رساند بر این استوانه ها استوار است: پناه بردن به خداوند در ظاهر و باطن، سیر و سلوک در طریق سلامت و استقامت، ثبات و پایداری بر دین و عقیده و مذهب خود، مراقبت در انجام تکالیف شرعی، پیروی از الگوی شایسته تقرب و نزدیکی خداوند از راه ذکر و عبادت و انجام آداب مستحب کوشش و مجاهدت برای خدا و در راه او که از طریق عمل به طاعات و تربیت نفس و تمرین و تکمین آن امکان پذیر است.همچنین دعایی از صحیفه سجادیه، برای دوری شیطان از راه های دیگری است برای دوری محبین از شیطان لعین و رجیم.

 

نتیجه گیری

شیطان موجودی است قسم خورده برای گمراهی و اغوای انسان ها و برای این کار در مسیر تمامی آدمیان کمین می کند: الا عباد الله المخلصین.دام هایی که شیطان برای فریب آدمیان به کار می برد بسیار زیاد است، درست است که در متن مقاله مطالبی به عنوان کارها و دامهای شیطان از نظر نویسندگان بیان گردید اما واقعیت این است که تمامی گناهان از شیطان سرچشمه می گیرد و می توان به طور کلی بیان کرد که تمام گناهان جزء دام های شیطان به حساب می آید.

هر گناه دامی است برای به هلاکت انداختن انسانها مثل تکبر، حسد، دروغ، غیبت، نگاه به نامحرم، و … مطالبی که بیان گردید در حقیقت سر فصل هایی کلی است از دام ها و کارهای شیطان و خواننده فهیم خود به این مطلب پی می برد که تمامی گناهان را به نوعی می توان جزء فریب های شیطان به حساب آورد.به هر حال پس از آنکه با این مسائل آشنا شدیم نوبت به راه های مبارزه با شیطان می رسد، راه های مبارزه با شیطان نیز فراوان است و در روایات و احادیث فراوان به آن اشاره شده و در این تحقیق مختصراً به آنها اشاره شده است. از جمله «استعاذه، بسم الله، دعا و …» که با تقویت این امور در زندگی بر شیطان فائق خواهیم آمد.


 

 

پی نوشت ها:

۱- سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۳۲

۲- لویس، معروف المنجد، مترجم مصطفی رحیمی اردستانی، ج ۱، ص ۵۴۱

۳- سید علی اکبر، قرشی، همان ، ص ۳۳

۴- علیرضا رجالی تهرانی، جن و شیطان، ص ۵۶

۵- همان پیشین، ص ۵۷

۶- همان پیشین، ص ۶۰

۷- همان پیشین، همانجا

۸- همان پیشین، ص ۶۲

۹- قران کریم ، سوره اعراف، آیه ۲۰۰

۱۰- سوره ابراهیم، آیه ۲۲

۱۱- محسن، غفاری، ابلیس نامه، ص ۳۲

۱۲- سوره اسراء، آیه ۶۵

۱۳- محسن غفاری، همان، ص ۳۸

۱۴- رقیه یعقوبی، دنیای شگفت جن ابلیس شیطان، ص ۸۰

۱۵- علیرضا رجالی تهرانی، همان، ص ۶۳

۱۶- سوره مائده، آیه ۹۰

۱۷- علیرضا رجالی تهرانی، همان، ص ۶۵(به نقل از وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۶۶۳)

۱۸- کریم برزگر، شیطان شناسی، ص ۱۲۳

۱۹- همان پیشین، ص ۱۲۶

۲۰- همان پیشین، ص ۱۲۸

۲۱- نهج الفصاحه، ص ۶۳۵، ح ۳۱۵۳

۲۲- محمد نصیری، شیطان دشمن دیرینه انسان، ص ۱۰۸

۲۳- همان پیشین، ص ۱۱۲ (برداشت آزاد)

۲۴- علیرضا رجالی تهرانی، همان، ص ۷۰

۲۵- محمد نصیری، همان، ص ۱۱۰

۲۶- رقیه یعقوبی، همان، ص ۹۵٫۹۶

۲۷- سوره اعراف، آیه ۲۰۰

۲۸- علیرضا رجالی تهرانی، همان، ص ۸۳٫

۲۹- هاشم رسولی محلاتی، چهل حدیث، ص ۲۰۶

۳۰- عبدالله شبر، اخلاق، ص ۷۵٫۷۶

۳۱- رقیه یعقوبی، همان، ص ۹۷

۳۲- علیرضا رجالی تهرانی، همان، ص ۹۰

۳۳- همان ، ص ۹۳

۳۴- عبدالله شبر، همان، ص ۷۷

۳۵- هاشم رسولی محلاتی، همان، ص ۲۰۸

۳۶- محمدنصیری، همان، ص ۵۳

۳۷- ابراهیم غفاری، آیین نیایش، ص ۱۵۷

۳۸- همان ، ص ۱۶۰

۳۹- همان ، ص ۱۶۸

 

سمیه صیادی

منبع :‌سازمان تبلیغات اسلامی

 

تعداد بازديد : 672
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir