close
تبلیغات در اینترنت
اشعار امام زمان
یا صاحب الزمانصدای پای غریبی ز دور می آیددوباره لحظه ی ناب حضور می آیددوباره بی سر و پا می شود دل مجنوندوباره بر سر شوریده شور می آیدخبر رسیده…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
بگیر این دل بی ملالی که دارم
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 31 شهريور 1393 | نظرات()
هنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توست
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 09 تير 1393 | نظرات()

ز واژه واژه ی شعرم ثواب میریزد

دوباره از قلمم نور ناب میریزد


هنر ز شاعریم نیست عاشقانه ی توست

که از بیان عزل انقلاب میریزد


به صحن خلوت و باران کشانده باز مرا

همانکه پیش نگاهم سراب میریزد


شبی در عالم رویا نوازشم کردی

هنوز از سر و رویم گلاب میریزد


چقدر بردن نامت چقدر شیرین بود

عسل هنوز ز لبهای خواب میریزد


تو کهکشان پر از نوری و پس ابری

ز شام غیبت تو آفتاب میریزد


تو نور چشمی و هردم تو را صدا زده ام

ز دیده اشک روان در جواب میریزد


به این امید که من را خریده ای عمریست

ز جان مضطربم اضطراب میریزد


تو بی نهایت فضلی و ابر احسانت

به روی خلق کرم بی حساب میریزد


تعداد بازديد : 139
صدای پای غریبی ز دور می آید
نویسنده حسین محسنات در جمعه 14 تير 1392 | نظرات()
یا صاحب الزمان

صدای پای غریبی ز دور می آید
دوباره لحظه ی ناب حضور می آید

دوباره بی سر و پا می شود دل مجنون
دوباره بر سر شوریده شور می آید

خبر رسیده طلوع سپیده نزیک است
به شام تیره بگوئید نور می آید

به چشم خسته ی یعقوب های مانده به راه
خبر دهید سواری ز دور می آید

به بوی پیرهنی دیده ها چراغان شد
به کلبه ی غم و ماتم سرور می آید

صبور باش که یک جمعه از همین ایام
ز پشت پردهی غیبت صبور می آید

جوانیم سپری شد اجل امانم ده
به چشم خویش ببینم ظهور می آید

تعداد بازديد : 399
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir