close
تبلیغات در اینترنت
شعر شهدا
تقدیم به 175 مروارید خاکی ..........خود را کبوتر میکشم با دست بستهتا آسمان پر میکشم با دست بستهدارم از این خاک زمین این جسم خاکیتا عرش معبر میکشم با دست بستهدر یکصد و هفتاد و پنج آئینه امشبآهی مکرر میکشم با دست بستهبا یکصد و هفتاد و چندی آه مظلومبر ظلم لشکر میکشم با دست بستهدر کوچه های خاطراتم صبر را چونپیمانه ای سر میکشم با دست بستهاین استخوان در گلو ، این خار ها را از چشم آخر میکشم با دست بستهتصویر عاشورا ، غروب خیمه هااینگونه بهتر میکشم با دست بسته
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
خود را کبوتر میکشم با دست بسته
نویسنده حسین محسنات در شنبه 30 خرداد 1394 | نظرات()


تقدیم به 175 مروارید خاکی ..........



خود را کبوتر میکشم با دست بسته

تا آسمان پر میکشم با دست بسته


دارم از این خاک زمین این جسم خاکی

تا عرش معبر میکشم با دست بسته


در یکصد و هفتاد و پنج آئینه امشب

آهی مکرر میکشم با دست بسته


با یکصد و هفتاد و چندی آه مظلوم

بر ظلم لشکر میکشم با دست بسته


در کوچه های خاطراتم صبر را چون

پیمانه ای سر میکشم با دست بسته


این استخوان در گلو ، این خار ها را

از چشم آخر میکشم با دست بسته


تصویر عاشورا ، غروب خیمه ها

اینگونه بهتر میکشم با دست بسته

تعداد بازديد : 605
مسلمانم ولی محدود در عنوان ایرانم
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 06 مرداد 1393 | نظرات()
شهادت میدهم چیزی ز دینداری نمی دانم
و گاهی غرق تردیدم که آیا یک مسلمانم ؟

مسلمان نیست هرکس بی خبر باشد ز هم کیشش
حدیثی خوانده ام اینگونه سرگردان و حیرانم

دلم از آه مظلومی ، نمی سوزد ، نمی لرزد
خدایا تازه فهمیدم ، پر از جهل است ایمانم

من آنم که نمی بیند زبیر و طلحه ی خود را
ولی در ادعایم بوذر و عمار و سلمانم


گهی هستم ز هرچه انقلابی انقلابی تر
و گاهی فتنه ای می سازم و بعدش پشیمانم

نکرده این نماز روبروی کعبه آبادم
نکرده مسجد الاقصی ویران گشته ویرانم

شده هر روز این دنیا شبیه روز عاشورا
ولی من روضه را تنها برای گریه می خوانم

غروب سرخ سوریه ، خسوف خون سامرّا
و حتی غربت غزه نیاورده به لب جانم
به چشم خویش میبینم به خاک و خون کشیدن را
سحر می سوزم و افطار عبد سفره ی نانم

رسیده ناله ی هل معین مهدی زهرا
ولی من در هوای ملک ری سر در گریبانم

نگاه من نمی بیند مسلمانان عالم را
مسلمانم ولی محدود در عنوان ایرانم

مکرر امت اسلام واحد را نشان داد و
مکرر سوخت ، من شرمنده ی پیر جمارانم

چه زیبا گفت از مرگ یهود و موج بیداری
همان موج خروشانی که من یک قطره از آنم

شده عالم پر از فریاد ، طغیان کرده استبداد
ولی در این همه غوغا سکوت افتاده در جانم

جهان در پیچ تاریخیست، من در پیچ گمراهی
نمی دانم که با حقم و یا در حزب شیطانم

پر از تردید و عصیانم، از این شک ها فراوانم
خداوندا علاجم کن ، ز فرجامم هراسانم

سرودم شعر تلخی شرح یک انسان بی سامان
سرودم دردها را تا بدانی فکر درمانم

 شنیدی اعترافم را ولی یک راست میگویم
که با این حال زارم ، عبد سلطان خراسانم

گهی تند و گهی آهسته ام اما خدا داند
اگر سید علی فرمان دهد مانند طوفانم
خدا گفته است حجم با برائت میشود کامل
کمال روزه ام را لعن اسرائیل می دانم

اگرچه دیر می گویم، پر از تکبیر می گویم 
منم سرباز و روز جمعه قدس است میدانم

تعداد بازديد : 449
غزه اینبار دگر دوزخ اسرائیل است
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 24 تير 1393 | نظرات()

وقت گل کردن خون شهدا نزدیک است

سوره فتح بخوان ، بیت خدا نزدیک است


قبله تا قبله ، دگر تا به حرم راهی نیست

سعی بسیار نمائید ، صفا نزدیک است


باز خون در رگ اسلام بجوش آمده است

وقت جنگ است بیا خیبر ما نزدیک است


غزه اینبار دگر دوزخ اسرائیل است

ای شیاطین زمان ، روز فنا نزدیک است


صبر کن ضربه ی شمشیر دو دم در راه است

روز نابودی  ابن الطلقا نزدیک است

.

.

.

وقت ویران شدن مسجد الاقصی دیدم

چقدر تا به خطر ، کرب و بلا نزدیک است


تیغ بردار که ارباب سپر میخواهد

گوش کن صوت اذان است صدا نزدیک است


باز هم فصل زهیری شدن آغاز شدست

یا علی ، درگه ایوان طلا نزدیک است


تعداد بازديد : 1393
باز هم عطر سیب می آید
نویسنده حسین محسنات در یکشنبه 14 مهر 1392 | نظرات()




این زمین باز آسمانی شد

باز هم عطر سیب می آید          

باز از آسمان به گوش زمین

صوت یبن الشبیب خوانی شد


اهل عالم بگوش بار دگر

فرصت نوکری فراهم شد

بعد از آن انتظار طولانی

عاقبت نوبت محرم شد



گفته آن رهرو طریقت مان

این محرم حیات اسلام است

محفل روضه ،خون سرخ شهید

رازهای ثبات اسلام است


ای حسین ، شیعیان ایرانی

هرچه دارند از محرم توست

عزت و اتحاد و آزادی

همه از لطف پرچم غم توست


با تاسی به انقلاب شما

ما بریدیم دست استکبار

سوخت آن لانه های جاسوسی

برملا گشت فتنه ها هر بار


در همه صحنه ها نشان دادیم

بر خلاف  مرام نامردیم

ننوشتیم نامه ها خودمان

تا حریم شما سفر کردیم


خاک ایران همه سرای شماست

امشبی را بیا عبور کنیم

خاطــرات  محـــرم  شــهر

بهبهان را کمی مرور کنیم


در همین بهبهان زمانی که

روضه خواندن چه سخت تاوان داشت

روضه هایت حسین بر پا بود

ابر ما در کویر باران داشت


با دم ناظم الشریعه ی تو

همه رفتیم در سفینه ی تم

بـا احــادیـث اَرَّجــانـی ها

شد همین شهر ما مدینه ی تو


یاد آن روز های رفته بخیر

همه سینه زن شما بودیم

بین آن دسته جات سینه زنی

مثل مرغی از قفس رها بودیم


کوچه ها بوی کربلا می داد

عطر هر خانه بوی نذری بود

نوحه میخواند حق پرست و همه

سینه ها بود در غم تو کبود


پهلوانان شهرمان همگی

نوکران محرمت بودند

دسته ی کاروانسرا جمله

غرق در شور ماتمت بودند


از خود صحن حضرت شافضل

تا خود حیدر ابن موسی ما

بر سر و سینه میزدیم آن دم

مُهر میشد برات کرب وبلا


در میان سه سنگ خوانی ها

سنگ عشق تو را به سینه زدیم

هر محرم میان هیئت تان

دو دمه واحد و زمینه زدیم


تا که ناقوس یک نبرد زدند

شهر آرام مان چه غوغا شد

بر بلندای تکیه ها  علم

یک قدم تا بهشت بر پا شد


بهر لبیک حرف رهبرمان

همگی عابس و حبیب شدیم

پای هل من معین غربت او

همه در خون خود خضیب شدیم


سنگر جبهه ها به ما آموخت

که تو بابای ما جوانانی

هر جوانی به عشق روح الله

شد علی اکبر جمارانی


حاصل نوکری برای شما

حاصل اشک دیده با دل خون

حاصل آن جوان سینه زنت

شد شهید جزیره ی مجنون


غربت چارشنبه ی پیروز

شد شبیه غروب ثارالله

ان همه نو نهال غرق بخون پ

همگی قاسمند و عبدالله


کربــلای شلمچــه تا فــکه

بود سر تا سرش تماشایی

خاک پاکش چه عطروبویی داشت

از بقایی ، ستونه ،  دانایی


ای فدایت هزارو صد لاله

ما به سر شوق کربلا داریم

گر شوی باز یکه و تنها

همگی مسلم وفاداریم


ما زتو دل نمی کنیم آقا

ما زنسل دقایقی هستیم

بهر فتح الفتوح خیبرها

همه همرزم صادقی هستیم


طول تاریخ ما نشان دادیم

با محرم چه درس ها دیدیم

آخرین درس مکتب سرخت

درس خون را چه خوب فهمیدیم


ماهمه غرق در تولائیم

از دیار ولی شناسانیم

پای سید علی خامنه ای

تا طلوع ظهور می مانیم

 

باز مردم محرم آمده است

قدر دانید این همه غم را

مثل اجدادتان شما هم باز

خوب برپا کنید پر چم را

 


تعداد بازديد : 489
شهداء
نویسنده حسین محسنات در شنبه 08 مهر 1391 | نظرات()


(((شهدا امامزادگان عشقند و مزارشان قبلگاه اهل یقین است)))


http://rozup.ir/up/ghiam/Untitled_1.jpg


تقدیم به روح بلند شهیدان احمد محسنات وحمید سبکبار و شهدای والا مقام بهبهان 



با شهیدان راز می گویم که امشب در سرم

شوق پرواز  است  پروازی  به  اوج  آسمان


با شهیدان راز می گویم که حی حاضرند

آشنا تر  با  خدا و زنده  تر  از  زنده گان


راز گویم با شهیدانی که هر دم آگهند

زانچه در اعماق فکرم کرده ام عمری نهان


درد دل بسیار دارم کو  مجال  گفتگو

کاش یک شب با من غم دیده بودی همزبان


مختصر گویم نمانده یادی از نام شما

الامان از بی وفایی های انسان الامان


غرق در خویشیم غافل از جفای روزگار

باز جولان میدهند این دین به دنیا داده گان


ای شلمچه بازگو  کن  قصه ی  آزادگی

هر نفس جان دادن یک طفل یک تازه جوان


از سبکبالان  عاشق از  کبوتر ها  بگو

آن شقایق ها که گل کردند در باغ جنان


ای شلمچه با خودت داری هوای کربلا

داری از حلقوم اصغر پیکر اکبر نشان


شد زیارتگاه هر دلداده هر دلسوخته

مقبر  پاک  شهیدان  غریب  بهبهان


زنده در دنیای ما تنها شهیداند و بس

مردن آنان حیات است و زمین زندانشان


روزی آنها به دستان حسین ابن علیست

ساقی کوثر ز  کوثر  میکند  مهمانشان


آه و صد افسوس بر حال منو امثال من

قافله رفته است و ما جا مانده ایم از کاروان



*****************************


شهادت یعنی از دنیا بریدن                       

به اوج آسمانها پر کشیدن


ندای عشق را لبیک گفتن                        

زشوق قرب حق بی پر پریدن


سبکبار عزم راهی دور کردن                      

ولی خویش را تنها ندیدن


به هنگام نماز و وقت خلوت                       

خدا را ناظر اعمال دیدن


وضو در لجه ای از خون گرفتن                     

میان شعله ها با سر دویدن


به رسم عشق در غوغای محشر                   

به نزد فاطمه بی سر رسیدن




تعداد بازديد : 624
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir